اسلام به «عفاف» كه در اصطلاح به نیروی درونی تعدیل كننده شهوات و غرایز آدمی اطلاق می ‌شود، توجه و تأکید بسیاری دارد؛ چرا كه بدون آن انسان در مسیر اعتدال قرار نگرفته و به سعادت حقیقی خود نائل نخواهد شد

تمایز عفاف و حجاب

عفاف و حجاب به عنوان دو ارزش در جامعه بشری به ویژه جوامع اسلامی همواره در كنار هم و گاه به جای هم به كار رفته ‌اند؛ با این تفاوت که حجاب امری ظاهری و بیرونی است؛ یعنی در حقیقت پوشش ظاهری افراد و به ویژه زنان را حجاب می‌گویند، اما عفاف حالتی درونی است كه انسان را از گناه و حرام باز می‌ دارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود پیدا می ‌كند.(1)

حجاب همان پوشش ویژه و عفت، یك خصلت و بینش و منش است و عفت، فراتر و برتر از حجاب. در حقیقت، استعمال لفظ عفاف درمورد «حجاب و پوشش» از قبیل استعمال لفظ كل در بعضی از مصادیق آن است.

 

عفاف، فضیلتی برای مرد و زن

عفاف ، حالتی درونی است كه انسان را از گناه و حرام باز می ‌دارد و این امر اختصاص به جنس زن ندارد؛ بلكه هم برای زن و هم برای مرد یك فضیلت محسوب می ‌شود، اما عفاف زن و مرد تا حدودی با هم متفاوت است و این تفاوت، دلیل بر تبعیض نیست؛ زیرا بسیاری از صفات مرد و زن با هم متفاوت است و با توجه به تفاوت‌ هایی كه بین این دو جنس وجود دارد، هر یك اقتضای برخی صفات و خصلت ‌ها را می ‌كند و البته خیلی از صفات هم بین آن ها مشترك و یك شكل است.

در اصل عفاف تفاوتی میان دو جنس نیست، اما در مصادیق آن تفاوت ‌های اندكی وجود دارد. قرآن كریم در معرفی ملكه عفاف، هم از مردان تمثیل می‌ آورد و هم از زنان؛ هم حضرت یوسف علیه السلام مبتلا می ‌شود و با عفاف نجات می‌ یابد و هم حضرت مریم علیه السلام.

از چهار آیه قرآن كه کلمه عفاف، در آن ها به كار رفته؛ سه مورد دستور آن عام است و شامل مرد و زن می ‌شود و فقط در یك آیه خطاب مخصوص زنان است: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاّتی لا یَرْجُونَ نِکاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ»؛ « و زنان از کارافتاده ‏ای که امید به ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباس های (رویین) خود را بر زمین بگذارند، به شرط اینکه در برابر مردم خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند، برای آنان بهتر است و خداوند شنوا و داناست».(2)

اسلام دستور پوشش را هم برای مرد صادر کرده است و هم برای زن، اما حجاب و پوشش زن نسبت به مرد مؤكد و شدیدتر است. مورد دیگری كه برای زنان تأكید شده، پرهیز از عشوه و ناز در سخن گفتن و راه رفتن است: «یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفًا»؛ «ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از آنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه ‏ای هوس ‏انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید».(3) اگرچه در این آیه زنان پیامبر صلی الله علیه و آله مورد خطاب قرار گرفته ‌اند، ولی دستور عام است و شامل تمام زنان مسلمان می ‌شود؛ چنانكه علامه طباطبایی می ‌فرماید: «این امور بین همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سایر زنان مشترك است و جمله « لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ» تأكیدی است برای همسران پیامبرصلی الله علیه و آله».(4)

در حدیثی از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمده است: «آن‌كس كه چشم را از حرام پركند، خداوند در روز قیامت چشم هایش را از میخ ‌های آتشین پر خواهد كرد و آنگاه درونش را آكنده از آتش می ‌كند تا مردم از گورها برآیند و سپس او را به آتش افكند».

در حقیقت اگر پوشش به زن اختصاص یافته یا به او بیشتر از مردان تأكید شده است، به این جهت است كه زن، مظهر جمال و زیبایی و مرد شیفته جمال اوست؛ بنابراین تمایل مرد به چشم چرانی است و تمایل زن به خودنمایی و به تبع آن، دستور پوشش و امتناع از عشوه و ناز و تبّرج برای زن صادر و دستور پرهیز از چشم ‌چرانی اگرچه برای هر دو صادر شده، اما در منابع اسلامی در مورد مرد به مراتب بیشتر تأكید شده است.

 

ابعاد عفاف

عفاف در رفتار

عفاف، کنترل کننده تمایلات فطری انسان است. یکی از تمایلاتی که به ‌طور فطری در انسان وجود دارد، گرایش به جنس مخالف است؛ از این رو در اسلام در مورد كنترل نگاه تاكید فراوانی شده است. امام علی‌ علیه السلام در روایتی فرموده است: «چشم، راهبر(پیام رسان) دل است».(5)

دستور به کنترل نگاه و عفت در دیدن، قبل از دستور به رعایت پوشش و حجاب است و این، بیانگر اهمیت این موضوع می باشد: « قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکی لَهُمْ إِنَّ اللّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ * وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ...»؛ « به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه ‏تر است؛ خداوند از آنچه انجام می ‏دهید، آگاه است و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس‏ آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند ...».(6)

در حدیثی از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمده است: «آن‌كس كه چشم را از حرام پركند، خداوند در روز قیامت چشم هایش را از میخ ‌های آتشین پر خواهد كرد و آنگاه درونش را آكنده از آتش می ‌كند تا مردم از گورها برآیند و سپس او را به آتش افكند».(7)

چشم چرانی یا ذهن چرانی؟

در روایتی از امام صادق علیه السلام نیز آمده است: « نگاه (حرام) تیری است مسموم از جانب شیطان. هركس آن را به خاطر خدا ـ نه غیر او ـ ترك كند، خداوند در پی آن ایمانی به او می ‌دهد كه طعم آن را بچشد».(8)

حجاب و پوشش، از مهم ترین مصادیق عفاف و به عبارتی پوشش یكی از نشانه‌های برجسته عفاف است. نفس انسان به او امر می ‌كند كه زیبایی ‌های جسمی خود را در معرض دید بگذارد تا بیشتر مورد توجه دیگران باشد. این مسئله در مورد زنان كه مظهر زیبایی و جمال هستند و از طرفی نیز ذاتاً دوست دارند كه زیبایی ‌هاشان را نمایان كنند، بیشتر مطرح است. عفاف در پوشش، در حقیقت كنترل نفس در این بعد است؛ یعنی عفاف باعث می ‌شود كه انسان در نمایان كردن زیبایی ‌های خود پا را از حد فراتر ننهد.

عفت در پوشش مقتضی آن است كه انسان از پوشیدن لباس‌ های تنگ و چسبان و یا نازك و بدن نما كه موجب جلب انظار دیگران و خودنمایی می ‌شود، اجتناب كند و در كیفیت پوشش خود جانب وقار و سنگینی را برگزیند؛ هم چنانکه امام علی علیه السلام فرموده است: « شما را به پوشش لباس ضخیم توصیه می‌ كنم؛ چرا كه هر كس لباسش نازك باشد، دینش نازك است».(9)

 

دیدگاه اسلام نسبت به زیبایی و آراستگی چیست؟

در اسلام پوشیدن لباس زیبا، مسواك زدن، شانه و روغن زدن به مو، معطر بودن، انگشتر به دست كردن و آراستن خود به هنگام عبادت و معاشرت با مردم در مسجد یا محیط خانواده و اجتماع، از مستحبات مؤكد است که این مطلب از آیات قرآنی نیز برداشت می ‌شود: « یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِد ...ٍ »؛ « ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید ... ».(10) همچنین تحریم زینت ‌ها و پرهیز از غذاها و روزی‌ های پاك و حلال را نشانه زهد و پارسایی نمی داند: « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ الْقِیامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ اْلآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ»؛ « بگو: چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: این ها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده ‏اند؛ (اگر چه دیگران نیز با آن ها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود. این گونه آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می ‏دهیم».(11)

هر چند اسلام به آراستگی و زینت اهمیت می دهد، اما تبّرج و آشكار كردن زینت در محافل اجتماعی و برای غیر محارم را كه باعث فساد و برانگیخته شدن شهوت و در نتیجه گناه و آلودگی می ‌شود، امری ناپسند می شمارد و آدمی را از آن پرهیز می دهد: « وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ اْلأُولی»؛ « و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید».(12)

عفاف در زینت، یعنی این امر به زیاده ‌روی و افراط نگراید و از حد شایسته و اعتدال خود كه اسلام مشخص كرده، تجاوز نكند. اگر این غریزه از حد و مرز شرعی خود تجاوز كند، آتش شهوت را شعله‌ ور ساخته و دام شیطان را برای انسان می‌ گستراند.