از دیر باز در بسیاری از فرهنگها این معما در قالب افسانه‌هایی بیان می‌شد که بیانگر آفرینش جهان بودند. بیشتر این داستان‌ها فاقد تاریخ تقویمی هستند. این افسانه‌ها تقریباً در همه ملل و فرهنگ‌ها دیده می‌شود و نشان از اهمیت مسئله برای بشر دارد. بشر با دیدن کهکشان‌ها، ستارگان، سیارات، دنبالهدارها، ماه و خورشیدهای بیشمار، زمین، صحرا، کوه‌ها، جنگل، حیوانات، حشرات، انسان‌ها، ماهیان و... همیشه این سوال را از خود پرسیده است که این موجودات از کجا و چگونه پدید آمدند؟

درباره چگونگی پیدایش عالم دو نظر است: علم و دین هر یک نظراتی در این زمینه ارائه نموده‌اند. برخی معتقدند میان این دو دیدگاه در باب آفرینش و خلقت جهان تعارض وجود دارد. برخی دیگر خلاف این را معتقدند. در این نوشتار به این مسئله خواهیم پرداخت. علامه طباطبایی دیدگاه علم در زمینه خلقت را چنین توضیح می‌دهد: «خلاصه نظریه دوم [تکامل] این است که زمین یکی از سیارات قطعه از خورشید جدا شده و ابتدا در حال فروزندگی و میعان بوده است پس رفته رفته در اثر عوامل مخصوص سرد شده و بارانهای سنگین بر آن باریده و سیل‌ها جاری شده و دریاها پدیدار گردیده سپس یک سلسله ترکیباتی بین آب و زمین پیدا شده و نباتاتی دریایی روییده است این نباتات که دارای باکتریهای زنده بود متکامل شده و در نتیجه‌ی آن‌ها ماهی و سایر حیوانات دریایی پدید آمده و سپس به ترتیب ماهی پرنده (ذو حیاتین) حیوان خشکی و انسان به وجود آمده است و تمام این مراتب در اثر تکامل است که ترکیبات زمین به خود دیده و به دنبال آن گیاهان و حیوانات دریایی و حیوانات ذو حیاتین و حیوانات خشکی و بالأخره انسان به وجود آمده است» (علاّمه طباطبایی،المیزان، ذیل تفسیر آیه 1 سوره نساء). البته علامه طباطبایی این نظریه را نمی‌پذیرد که در جای خود به آن خواهیم پرداخت.

نظریه تکامل در میان اندیشمندان مسلمان نیز دیدگاه‌های مختلفی را برانگیخته است. علامه طباطبایی آن را با دیدگاه قرآنی ناسازگار دانست و معتقد بود خلقت از دیدگاه قرآن امری ثبوتی و دفعی است و و به همین دلیل نظریه تکامل از دیدگاه قرآن مردود است

نظریه تکامل یک نظریه علمی است که چارلز داروین، زیست شناس انگلیسی آن را طرح کرد. این دیدگاه حتی در دوره‌ی خودش نیز هیاهوی زیادی بپا کرد. نظریه‌ی او که در کتاب «اصل انواع» منتشر شد می‌گفت همه انواع حیوانات در اصل از یک نوع سرچشمه گرفته و  تدریجاً انواع دیگر به وجود آمده‌اند. این نظریه فرقی میان انسان و دیگر موجودات قائل نشد. جنجالی‌ترین بخش این نظریه درباره‌ی انسان بود که معتقد بود انسان‌ها و میمون‌ها از تبار واحدی هستند. این نظریه که نظریه‌ای زیست‌شناختی است بحث‌های الهیاتی، فلسفی، اجتماعی و طبیعیاتی بسیاری را برانگیخت. این مباحثات به اندازه‌ای بود که این موضوع به عنوان نمادی از مسئله علم و دین مطرح شده است. داروین نظریه زیست‌شناختی خود را از یک نظریه اقتصادی الهام گرفت. مالتوس اقتصاددان انگلیسی در سال 1838 کتابی درباره جمعیت انتشار داد که در آن از ازدیاد تصاعدی بشر ابراز نگرانی کرد و گفت اگر این روند ادامه یابد تنازع بقاء در میان انسان‌ها برقرار خواهد شد و تنها انسان‌هایی که قوی‌تر باشند می‌توانند به حیات خود ادامه دهند. داروین از اصل تنازع استفاده کرد و همان‌طور که در ادامه، نظریه او را شرح می‌دهیم نظریه تکامل را مطرح نمود. چارلز داروین این ایده را مطرح کرد که نحوه کلی پرورش موجودات زنده از اجدادشان به گونه یکسانی و مستقل از نوع گونه می‌باشد. او نام این فرآیند را «انتخاب طبیعی» نامید.

قرآن حکیم

این نظریه از همان ابتدا برخلاف آموزه‌های کتاب مقدس مسیحیت شناخته شد و در یک دادگاه محکوم شد. حتی تدریس آن در کتب آموزشی مدارس نیز ممنوع گردید. البته در سال‌های اخیر واتیکان اعلام کرده است که نظریه تطابق را می‌توان بر مبنای فلسفه کسانی چون توماس آکویناس و قدیس آگوستین (دو فیلسوف قرون وسطایی که به تبیین آموزه‌های مسیحیت پرداختند و از بزرگ‌ترین فیلسوفان و متکلمین مسیحی به شمار می‌آیند) تبیین نمود و با آموزه‌های کتاب مقدس قابل سازش است. از دیدگاه متدینین ساز و کار تکامل خودش مخلوق و ابداع خداوند است.

نظریه تکامل در میان اندیشمندان مسلمان نیز دیدگاه‌های مختلفی را برانگیخته است. علامه طباطبایی آن را با دیدگاه قرآنی ناسازگار دانست و معتقد بود خلقت از دیدگاه قرآن امری ثبوتی و دفعی است و به همین دلیل نظریه تکامل از دیدگاه قرآن مردود است (علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 16، صص 270-269).

 آیات عظام سبحانی و مکارم شیرازی نظریه تکامل را در تضاد با نظریه دینی نمی‌دانند

ولی غالب اندیشمندان مسلمان تضاد میان این دو نظریه را قبول ندارند. از جمله آیات عظام سبحانی و مکارم شیرازی نظریه تکامل را در تضاد با نظریه دینی نمی‌دانند:

«با این که بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه [تکامل] و مسئله خداشناسی تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند؛ چرا که ... جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یک سو و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد ... ولی امروزه برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند؛ یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه ... رد کنیم، در هر دو صورت می‌توانیم خداشناس باشیم ... آیات قرآن هر چند مستقیماً درصدد بیان مسئله تکامل یا ثبوت انواع نیست، ولی ظواهر آیات (البته در خصوص انسان) با مسئله خلقت مستقل سازگارتر است، هرچند کاملاً صریح نیست. ظاهر آیات خلقت آدم، بیش‌تر روی خلقت مستقل دور می‌زند؛ اما در مورد سایر جانداران قرآن سکوت دارد» (ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 14، ذیل تفسیر آیات ?? تا ?? سوره حجر) 

کسانی که معتقدند نظریه داروینی با نظریه دینی خلقت همساز نیست، لاجرم باید یکی را برگزینند و بالطبع طرف مقابل را به شکست محکوم می‌کنند. در این نوشته به طور اجمال مسئله را بیان کردیم. در مقالات بعدی به نظریه تکامل و نظریه خلقت به طور مبسوط‌تر می‌پردازیم و آن را از دیدگاه دینی مورد بررسی قرار می‌دهیم تا روشن شود که چرا عده‌ای آن را با نظریه خلقت ناسازگار و عده‌ای سازگار می‌دانند و دلایل هر یک را بررسی خواهیم کرد.