به طور کلی عرفانهای شناخته شده از این قرار است:
عرفان هندی، عرفان آمریکایی، عرفان مسیحی، عرفان یهودی، عرفان چینی، فراعلم (روانشناسی)، زبان تصویر یا سینما ماوراء.
از این شبه عرفانها یا به صورت مستقل استفاده می شود مانند سینما ماوراء یا به صورت تلفیقشان و کشف مکاتبی جدید، مانند (اکنکار

از عرفانهای کشف شده، چند مکتب به صورت فعال در ایران حضور دارند. مکاتب: سای بابا، رام ا...، اوشو، اکنکار، کارلوس کاستاندا، پائولوکوئیلو، دالایی لاما، فالون دافا، مدیتیشن یا TM و شیطان پرستی، البته شیطان پرستی را نمی توان به عنوان مکتب معنوی نامید، هر چند در شاخه ای از آن، «شیطان پرستی فلسفی» رگه هایی از معنویت وجود دارد.

از چند مکتب جدید، سه مکتب اکنکار (دین صورت و نور)، عرفان او شو و شیطان پرستی از بقیه ی مکاتب در ایران یک سر و گردن بالاتر می باشد، هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ جذب نیرو.
اکنکار با سفرهای متعدد روح، در پی فرار از واقعیت و دل خوش کردن به سفری روحانی و رسیدن به آرامش در پرتو خلسه و مدیتیشن می باشد.

1: پیدایش:
اکنکار  مکتبی است، که توسط پال توئیچل  در سال 1965م به جهان معرفی شد. پال در سال 1965م کارگاه های اموزشی سفر روح را در کالیفرنیا دایر نمود، و اموزشنا مه های اکنکار را عرضه کرد.

موسسه اکنکار در سال 1970م به عنوان موسسه ای غیر انتفاعی تاسیس شد و پال در سال 1971م در حالی گذشت، که عده ی بسیاری را به وصل اک  نایل کرده بود. در حال حاضر مرکز این مکتب در ایالت سینه سوتا است. پال پس از 25 سال پرورش، تحت اساتیدی همچون فوبی کوانترز و ربازار تارز، اساتید اک اهل تبت، نخستین استاد حق در قید حیات (ماهانتا) از اهالی آمریکا گردید(اکنکار کلید جهان های اسرار/ص15)

مکتب اکنکار، یک عرفان آمریکایی و از زیر شاخه های عرفان سرخپوستی است، ولی رگه های عرفان شرقی (هندویسم و بودیسم) در آن به وفور یافت می شود. این مکتب، تلفیقی از آموزه های انواع و اقسام ادیان (الهی و غیر الهی) است.

پال اک را چنین تعریف می کند:                               
اک جریان رسای زندگی است، حقیقت و تناقص ابدی هر دو در درونش نهفته است، کلیه تعالیم مذهبی و فلسفی را در بر می گیرد؛ جریان نیروی زندگی؛ علم مربوط به به اگاهی کامل که حاصل تجربه های سفر روح است؛ ادراک خودشناسی؛ ریسمانی که تمام موجودات را در تمام عوالم و جهان های افرینش در تمامی زمانهای مختلف و حتی فراتر از تمام زمان ها به یکدیگر پیوند می دهد؛ نیروی زندگی، معرفت به خویشتن، روح مقدس، سرچشمه همه اینها، خالق تمام اشیاء، نیروی بزرگ شکل دهنده که در تمام خلاقیتها عمل می کند؛ در همه جا هست، سوگماد، روح مقدس و علم ادراک الهی.(واژه نامه اکنکار. ص 74)

اکنکار، راه طبیعی بازگشت بسوی خداوند، یا دانش باستانی سفر روح نام دارد. پال اکنکار را علمی دقیق دانسته، که در بردارنده خالص ترین تعالیم است. اکنکار قائم به ذات است، که عقل از سادگی ان مبهوت می گردد. اکنکار از همه تعالیم کهن تر و سرچشمه تمام مکاتب است.

اکنکار با اینکه بشارتی باستانی است، ولی بر خلاف اکثر ادیان اصولی، نخستین گناه ابوالبشر را اموزش نداده است.
پال قصد داشته نشان دهد، هر شخصیت برجسته ای در تاریخ که اثرات سودمندی در تمدن، بجا گذاشته باشد، یک چلای  اموزش های پنهان اک بوده است.

اکنکار گاه خود را دارای قوانین و اصول مدون ومشخص معرفی می کند، و گاه در برخورد با دیگر ادیان به قوانین شفاهی روی اورده وانان را رد می کند.  
به جای تبدیل شدن به یک عقیده تعصب امیز مدون(سایر ادیان) اکنکار تنها به واسطه تعالیم شفاهی انتقال داده می شد. استادان حق، گهگاه پیام ها را میان گروه های از چلا ها پخش می کردند. اما اغلب اوقات انها دانش  اک را از طریق تعلیمات سری به دانشجویان انتقال می دادند.(دفترچه معنوی/ص15)

یکی از تاثیرات اساسی که در اکنکار بارها مدنظر قرار می گیرد، استقلال روح است. می گویند : کسی که به قلمرو اسمانی سفر کند، به زودی در می یابد، که در انتخاب یکی از دو راه اختیار دارد. یا با روح الهی وحدت حاصل نموده و در قلمرو حضور وی سکنی گزیند، یا به عنوان یکی از همکاران الهی به جهان های تحتانی (زمین) برگردد، و به افراد نیازمند از نظر معنوی یاری رساند.

بنابراین اعتقادنامه اکنکار این است؛ تمامی زندگی در یک سراشیبی از سوگماد به طرف دنیا پایین و از میان انها و در میان انها  جریان دارد. هیچ چیزی بدون وجود این جریان هستی، که ما به عنوان اک یا حق می شناسیم وجود نخواهد داشت.