تناسخ:
یکی از مقولات یقینی مکتب اکنکار تناسخ است، که تحت نام های گوناگون در این مکتب یاد می شود: نظامنامه تناسخ،  قانون کار ما، چرخه آواگاوان، چرخه هشتاد و چهار، چرخه سامسارا، در کل تناسخ به معنای تولد دوباره، آمد و رفت روح در کالبد تازه که هر زمان با صورت تازه ای پا به دنیا می گذارد.

اکیست ها اعتقاد دارند؛ تا وقتی که روح به طبقات بالاتر از طبقه اثیری و ذهنی یا براهم لوک نرسیده باشد، اغلب مجبور است به طبقه زمینی جهت تولّد و مرگ دوباره باز گردد.

همان چرخه ای که بودا چرخ هشتاد و چهار نامید. عقیده به تناسخ به این خاطر است تا انسانها نتیجه اعمالشان را در همین دنیا طی زندگی های متعدد ببینند.

پال توئیچل مبدع مکتب اکنکار می گوید: به همین سادگی، تو آنقدر بر می گردی تا تسویه حساب کنی. (پالجی/ ص 56) یا در جای دیگر می گوید: طرح و نقشه اساس زندگی و هستی، مرگ و تولد دوباره است. (پالجی/ ص 20)

در اعتقاد اکیست ها؛ جهان های تحتانی که زیر طبقه پنجم (روح) واقع اند، به منزله مدرسه ای برای پرورش روح تأسیس شده اند.
روح در جهان های ملکوتی خلق و به جهان های تحتانی فرستاده شده است تا تعلیمات معنوی و تحصیلات آن را دریافت کند. مالاً پس از تناسخات بی شمار، روح به واسطه تجربیاتش تزکیه می شود و با خلاص کردن خود از کارمای کیهانی از چرخ هشتاد و چهار رهائی می یابد. اکنکار با غیر منطقی خواندن تنها یک دوره زندگی برای انسان قائل به تناسخ می شود.

پال می گوید:
«چنانچه برای هر کسی تنها یک عمر قایل باشیم این سخن به نظر غیر منطقی می آید. در یک زندگی منفرد چنین به نظر می رسد که ما بدون دلیل آشکاری رنج می بریم یا از لذایذ زندگی متنعم می شویم. در این وضعیت آفرینش کینه جویانه وی مقصود جلوه می کند. قانون مسئولیت پذیری معنوی هنگامی بیشتر معنا می یابد؛ که ما قانون کارما و تناسخ را بپذیرم.
تناسخ به ما می آموزد که تا زمانی که درس های معنوی خود را فرا نگیریم؛ بارها و بارها متولد می شویم. قانون کارما تصریح می کند که اعمال ما و نتایج غیر قابل اجتناب آنها با هم ارتباط مستقیم دارند؛ یعنی در یک زندگی آنچه را که در زندگی دیگر کاشته ایم، دور می کنیم. (اکنکار حکمت باستانی برای عصر حاضر/ ص 39)

د) نقد عقلی و نقلی تناسخ:
جدای از تناقضات موجود در این مبحث دو انتقاد کلی (عقلی و نقلی) بر اصل تناسخ وارد است. شبهه ی تناسخ بارها و بارها توسط بزرگان جواب داده شده است هم از دیدگاه شرع و هم از دیدگاه عقل.

1) از نظرگاه عقلی: همانطور که در تعریف تناسخ گفتیم روح مرده ای به بدن انسان یا موجود دیگری منتقل می شود و این انتقال دائمی و ابدی است و از آن به تولد بعد از تولد تعبیر می کنند.(اك ویدیا /ص36)

عقیده به تناسخ بر خلاف قانون تکامل و منطق عقلی بوده و لازمه ی آن انکار معاد است. حکمای الهی در رد تناسخ فرموده اند: وقتی بدن مستعد حدوث نفس (روح) شد از مبدأ اعلی به او افاضه می شود؛ چون وجود خدا تام و فیض او عام است و شرط صلاحیت قبول افاضه از جانب قابل (انسان) هم حاصل است.

حال اگر روحی که از بدن مرده ای جدا شده به همین بدنی که آماده ی افاضه ی نفس است تعلق بگیرد، لازمه اش اجتماع دو نفس در یک بدن خواهد بود و چنین چیزی باطل است، زیرا هر انسانی با مراجعه به وجدان خویش در می یابد که یک ذات بیشتر نیست.

2) نظرگاه نقلی: خدای سبحان می فرماید: کیف تکفرون بالله و کنتم اموات فاحیکم ثمّ یمییکم ثمّ یحییکم ثمّ الیه ترجعون، چگونه به خداوند کافر می شوید؟! در حالی که شما مردگان و (اجسام بی روحی) بودید و او شما را زنده کرد و سپس شما را می میراند و بار دیگر شما را زنده می کند، سپس به سوی او بازگردانده می شوید.

...و کلام آخر:
مکاتب معنوی گرایی جدید بر خلاف ادعایشان اصلا جدید نبوده و همان اعمال و اعتقادات اعصار گذشته را با رنگ و بویی تازه به خورد جوانان جویای معنویت می دهند یکی از ان اعمال خرافی، اعتقاد به تناسخ می باشد که در ادیان ابتدایی و بعضا در دین های دست پرورده هندو ها به منصه ظهور رسید. امید است با بیداری معنوی و سیرت کمال جوی بشری، جوانان  به دام چنین شیادانی نیفتند. انشاءا...