گفتار چهارم: مكتب تی.اس.ام
یکی از زیر شاخه های اکنکار در ایران «تی.اس.ام» است. ریشه ی تفکرات «تی.اس.ام» اکنکار است.
عقاید این گروه:
الف: تناسخ (تولد دوباره و رسیدن به سپیدی)
ب: عشق اتفاقی و یافتن زوج عرفانی (دو نفر روبروی هم می نشینند و آنقدر درهم خیره می شوند تا عاشق یکدیگر شده و یکدیگر را در آغوش کشند، گاه دو مرد یا دو زن یا زن و مرد نامحرم همدیگر را در آغوش کشیده و ابراز عشق و محبت به یکدیگر می کنند.
ج: دیدن استاد حق یا استاد عشق (حرف زدن با او، سعادتی می خواهد که به زودی نصیب هر کسی نمی شود)
د: انتظار ظهور استاد حق از غرب (استاد، رهبر روحانی و معنوی در این گروه، به نام «آریل» شناخته می شود که ظهور آریل از غرب، انتظار را معنا می بخشد و تمام رهروان به امید ظهورش نشسته اند.)

شعار اصلی این گروه « I Love my self » این است شعار را با ریتم یهودی دست در دست هم، در تمامی جلسات با شوق واشک سر می دهند.
اکیست ها جدا از چاپ کتابهای مختلف، در زمینه ی اینترنت هم بسیار موفق هستند انواع و اقسام سایت ها، ارتباط راحت و عضو پذیری توسط این مکتب و داشتن برنامه برای چلاها (مریدان).
حدود نه هزار سایت اکنکار در گوگل ثبت و بدون هیچ فیلترینگی قابل دست یابی می باشد.

فعالیت بعدی شان، راه اندازی انواع و اقسام پارتی ها، خصوصا در مناطق متمول کشور (تهران، شیراز ، ...) این جلسات به طور منظم زیر نظر مؤسسات اکنکار برگزار می گرد.
در این جلسات انواع مواد مخدر و داروهای روان گردان از جمله حشیش، برای رفتن به حالت خلسه ی عرفانی و رسیدن به مدارج معنوی مصرف می شود، به رقص و پایکوبی و انواع برنامه های خاص می پردازد.

مکتب اکنکار، مریدانش را به تعقل و تفکر دعوت نمی کند، تنها به آرامش و رهایی از جسم، پرواز روح و گریز از واقعیت جهان دعوت می کند، در این راستا هر تصویری از عالم، خدا و انسان که ما را به خلسه و آرامش برساند، توصیه می کنند.
سفارش خداوند تبارک و تعالی: انّا نحن نحی الموتی و نکتب ما قدموا و آثارهم و کل شی احصیناه فی امام مبین: ما مردگان را زنده می گردانیم و کردار گذشته و آثار آنها را ثبت می کنیم و همه چیز را در لوح محفوظ خدا آشکارا به شماره آورده ایم.

گفتار پنجم: معنویت شهوانی او شو:
1ـ ظهور و افول اوشو:
باگوان راجینش اوشو، فیلسوف و عارف نامدار معاصر هند، در 11 سپتامبر 1931 در هندزاده شد و در 19 ژانویه 1990 کالبد خاکی خود را ترک کرد.
تحصیلاتش را در هند تا درجه ی استادی فلسفه ادامه داد و در سال 1953 به نور حق مشرف و روشن ضمیر شد. از سال 1963 در اقصی نقاط هند به ایراد خطابه در زمینه های معنوی و عوالم روحانی پرداخت.
در سال 1974، کمون خود در شهر پونا، هندوستان، را بنیان گذارد.

در سال 1981، جهت معالجه به ایالت متحده رفت و در آنجا 5 سال اقامت گزید.
پیروان بیشمار و سر سپردگان طریقتش، که به عنوان «سانیاسین» مشهورند، در مدت چهار ماه اراضی کوهپایه های ایالت «اورگون» را خریداری و شهری بنا نهادند که به «راجینش پورام» مشهور و خار چشم دولت و سیاستمداران آمریکایی شد.
بنابراین در سال 1986 به بهانه هایی واهی به شهرک، از زمین و هوا حمله ور شد.

اوشو از آمریکا اخراج و در زمان بازداشت به مسمومیت وی اقدام کردند. از اوشو قریب 600 عنوان کتاب، 7000 ساعت نوار کاست و 1700 سخنرانی ویدئویی باقی مانده است.
آثار اوشو به اکثر زبانهای زنده ی معاصر ترجمه و پیروانش در اقصی نقاط جهان امروز گسترده اند.

پنج ویژگی امانیستی «انسان محوری» در آیین اوشو به وضوح دیده می شود:
الف) محوریت انسان    ب) تأکید بر آزادی و اختیار انسان    ج) اعتقاد به توانایی فوق العاده ی انسان      د) طبیعت گرایی    هـ) مدارا
با اینکه اوشو در هند تا کسب درجه ی استادی، به تحصیل فلسفه پرداخت ولی درکلِ مکتبش، جایگاهی از عقل دیده نمی شود. عقل و مبانی عقلی را منطبق بر قوانین منطقی می داند و منطق را در مقابل زندگی قرار می دهد.
پس به نفی منطق و عقل می پردازد: قوانین منطق ثابت اند در حالی که زندگی در جریان است. یک موج به موج دیگری مبدل می شود. تعریف ها (منطق) همیشه به گذشته تعلق دارند در حالی که زندگی متعلق به حال است. زندگی پیوسته در تغییر است و هر چیز هر لحظه در حال عوض شدن، اما تعریف ها ثابت اند و پایدار.  نبود عقل و تفکر ویژگی عرفانهای شرقی است و مهمترین مخالف طریق خویش را، عقل و بهترین راهکار را نفی عقل می دانند.

آنجا که قواعد و قوانین عقل برداشته شود و هیچ معیار تشخیصی نباشد مرید را به هر کجا و هرکاری می توان واداشت. اوشو از عشق حرف می زند و آنرا تا سر حد سکس تنزل می دهد.
انسجام کانون خانواده را زیر سوال می برد، انسان را دعوت به عیش و خوشی می کند، آزاد، رها، تا کجا معلوم نیست!؟ نظر اوشو در مورد روابط آزاد و بدور از معیارهای مذهبی در دهه ی 90 مشکلات زیادی به بار آورد آماری که در سال 1990 میلادی از فرزندان متولد شده خارج از چارچوب خانواده در کشورهای توسعه یافته منتشر شده، تکان دهنده است.

در ایالت متحده با آنکه کاتولیک مذهب هستند و حفظ نهاد خانواده از اولویت های اصلی دولت و کلیسا است و با وجود همه آموزش های پیشگیری و آزادی سقط جنین 28 درصد از کل موالید به طور نامشروع متولد شدند. این رقم در کشورهای اسکاندیناوی به 50 درصد رسید.
به خاطر جاذبه های شهوانی عرفان اوشو، روزبه روز بر جمعیت این فرقه افزوده شد، تا جایی که دولت آمریکا صلاح را در آن دید تا از دست این استاد خود پرورده خلاص گردد.
در پی بازداشت ایشان در سال 1986 در زندان ایالت اوکلاهوما، یک منبع قدرت تشعشع رادیواکتیو را در تشک خواب اوشو پنهان کرد. تا توانایی های عقلانی، قابلیت های گفتاری و سیستم دفاعی بدنش را نابود کنند.

در صبح 5 نوامبر، تشک کثیفی که شب پیش به زور وی را بر آن خوابانیده بودند، تعویض شد بلافاصله بعد از خوردن صبحانه احساس تهوع شدید کرد.
بعدها طبق دریافت دکترش مشخص شد که اوشو را جز قرار دادن در معرض تشعشع رادیواکتیو با زهر فوق العاده مهلک تالیوم ـ فلز سنگین مورد استفاده در زهر موش صحرایی ـ نیز مسموم کرده اند.

2ـ عشق عرفانی یا عرفان شهوانی:
مکتب عرفانی اوشو یکی از صد مکتب صوفی ـ عرفانی در جهان ماست. که سعی در پیشبرد رهروان، رسانیدن آنها به حقیقت و تعالی روحشان دارد.
در این مکتب زمانی که از عشق صحبت می شود و آن تعبیر خاص اوشو که عشق زاده آمیزش جنسی است، تردیدی برای خواننده به وجود می آید که آیا اوشو به دنبال پرورش روح مریدانش بوده است؟! یا نه، به دنبال آن بوده که از عرفانی دم بزند تا مریدانش در این عرفان، به ارضاء شهوت جسمی خویش بپردازند.

اما آنچه ما تا به حال از عرفان راستین فهمیده ایم؛ عرفان طریقی است که در آن فرد در پی ظهور و تجلی معشوق، خود را محو او می بیند. از دنیا و آنچه در آن است دل بریده و به تماشای معشوقه ی خویش (حضرت حق) مشغول می گردد.
اما در مکتب اوشو هم معنای عرفان تغییر می کند، هم عشق و هم شهوت.
یکی از مهمترین اصول نزد اوشو، اصل عشق است. در این زمینه کتابهای مستقلی دارد از جمله «عشق، رقص زندگی»، «یک فنجان چای» که مجموعه اشعار اوست و دیگری مجموعه مقالات در زمینه ی عشق است.

عشق را شوق وافر درونی برای یکی بودن با کل می داند، عشق دلیل بی دلیل است. اوشو برای عشق ورزی به چهار مرحله معتقد است.
الف) حضور در لحظه (نه گذشته و نه آینده)
ب) قدم برای رسیدن به عشق
ج) تقسیم کردن و بخشیدن
د) هیچ بودن.


این 4 مرحله به خودی خود مشکلی ندارند، ولی وقتی تفسیر اوشو را از عشق متوجه می شویم و نگاه به معشوقه را می بینیم نظر به کلی تغییر می کند. وی معتقد است عشق باید زمینی باشد.
معشوقه در عرفان یعنی مادی و این دنیایی بودن آن و عشق را در تضاد با هوس ها نمی داند، رسیدن به عشق تنها از طریق قطب مخالف امکان پذیر است، میل مرد به زن یا زن به مرد شروع عشق است.

بر خلاف تمام ادیان الهی و مکاتب معنوی که نسبت به روابط جنسی، بی تفاوت و یا دشمن هستند اوشو بر عکس در این عرفان آموزش روابط جنسی می دهد و قائل به سه سطح برای انسان در روابط جنسی است. اول با روش زیستی پیش آفرینش (حیوان) آغاز شده، به منبع لذت و صمیمیت (انسان) و سرانجام به وسیله ای برای خود رستگاری (الهی) تبدیل می شود.

او از زنان به عنوان الگویی که دارای استعداد برای رسیدن به اوج لذت جنسی بطور متوالی، یاد می کند. رابطه ی دختر و پسر در عرفان اوشو آزاد است، و از آن به عنوان یکی از روشهای مراقبه یاد می کند.
دیدگاه اوشو درباره ی عشق بسیار زیاد متأثر از فروید و تا حدود زیادی از شاگرد فروید، «یونگ» است. براین اساس وقتی از عشق صحبت می کند منظورش همین عشق مجازی زمینی و رابطه ی زن و مرد است.
اوشو تا جایی در شهوت رانی پیش می رود که، در بقیة توصیه هایش، مثلا مدیتیشن، مریدان را ترغیب به سکس می کند.

سکس بزرگترین هنر مدیتیشن است این پیشکش نتنتره به دنیا است. پیش¬کش تنتره از همه عالی تر است؛ زیرا کلیدهایی را در اختیارت قرار می دهد که از پست ترین به عالی ترین استحاله پیدا می کنی. کلیدهایی را در اختیار قرار می دهد که لجن را به نیلوفر آبی بدل کنی و... عشق از آمیزش جنسی زاییده می شود.
مرد همیشه مهاجم است وزن همیشه تسلیم. اگر این دو با یکدیگر ترکیب شوند «ما» باقی نمی ماند، «من» به وجود می آید و این فنا است. اگر زن کاملا تسلیم مرد گردد راه طولانی او کوتاه می شود در این صورت ازدواج های درونی و اتحاد کالبدهای زنانه و مردانه داخلی به سهولت انجام می گیرد و در چنین صورتی زن می توان بگوید همسر خدا است.  
پرداخت مفرط اوشو به این روابط نامشروع و به اصطلاح «عرفان»، یکی از دلایل محبوبیت مکتبش است.

از جمله اقدامات مریدانش راه اندازی رسمی و همراه با تبلیغات گسترده ی «اوشو پارک» است، که جذابیت زیادی برای گرشدگران هند ایجاد کرده است و شعبه هایی از آن در دیگر کشورها تأسیس شده است.
در این مکانها نوعی زندگی زناشویی و جمعی، فارغ از قیود اخلاقی و قاعده مند ترویج می شود. (از آنجایی که مکتب عرفانی اوشو شکل گرفته از سه آئین تنتره، یوگا و بودا است به اصالت بدن و پرداختن به آن زیاد بها می دهند) دیدگاه اوشو در مورد همجنس گرایی جالب است وی معتقد است این مسئله چیز مهمی نیست و هیچ چیز اشتباهی در آن رخ نمی دهد.

این ایده های اجتماعی است که چیزی را غلط یا درست می شمارد. خوب است اول آن را بپذیرید چرا که در صورت رد آن نمی توانید آن را حل کنید. هر چه بیشتر آن را رد کنید، بیشتر جذب هم جنس خواهید شد. چون هر چیزی که ممنوع می شود جذابیت بیشتری می یابد.
و همجنس گرایی یکی از مراحل ضروری رشد انسان اعم از زن یا مرد است. وی به سه مرحله رشد جنسی معتقد است. الف) رابطه ی جنسی با خود در کودکی ب) همجنس گرایی ج) ناهمجنس گرایی.

اوشو با نقد عملکرد والدین در خانواده، استعمار فرزندان و تربیت اخلاقی آنان بر پایه ی آنچه که متعلق به گذشته است، در نوع خود نوعی استعمار جدید می داند.
سوال: آیا واقعا می توان نقش تربیتی خانواده ها را استعمار فرزندان نامید؟!! سپردن فرزندان به مکتب اوشو استعمار است یا تربیت توسط والدین؟
اوشو با نظام خانواده مخالف است، بر همین اساس تربیت و بزرگ کردن فرزندان را به عهده ی تشکیلات دولتی می گذارد. دلیل قائل شدن وی به این دیدگاه به دوران کودکی اش بر می گردد. اوشو هرگز طعم مهر و محبت مادر را در کانون گرم خانواده احساس نکرد.

3ـ اوشو و ایرانیان:
شعار اصلی اوشو چنین است: یک قانون، تنها در دنیا وجود دارد و آن اینکه، هیچ قانونی وجود ندارد.
نظم در هرج و مرج است و باید رسوم و عادات را شکست تا نظم آسمانی و نظم خدایی که فقط از اتحاد دو جنس زن و مرد ایجاد می شود پدید آید.
از عرفان گرفته تا نظم عالم همه را به چوب سکس می راند. حدود 70 جلد از آثار اوشو به زبان فارسی وجود دارد.

چندین جلد آن بدون شک آموزش عشق بازی (زمینی و خاکی) است. اوشو که امروزه برای بسیاری از جوانان به یک بت معنوی مبدل شده در سال 1985 م از آمریکا و نُه کشور اسلامی، به دلیل فساد اخلاقی اخراج شد. و متأسفانه این فرد فاسد معلول الحال، صنم بسیاری از جوانان ایرانی است.
تأسف بارتر اینکه تاکنون سه هزار دانشجوی ایرانی در هند جذب (اشوپارک) شده اند.
اوشو پارک مهمترین مرکز سکس مذهبی در جهان و یکی از مهمترین مراکز توریستی کشور هند است، و سالیانه با جذب هزاران گردشگر باعث رونق صنعت گردشگری در آن کشور شده است.

اغلب دانشجویان ایرانی در این محل با یکدیگر آشنا شده و با تشکیل گروههای ده نفری هم قسم می شوند، هرگز ازدواج نکنند و تا پایان عمر روابط سکس با یکدیگر داشته باشند.
95 درصد دانشجویان این دانشگاه بعد از اخذ مدرک از ادامه تحصیل خودداری کرده و جذب اوشو پارک می شوند.
در کشور ایران نیز در بعضی از شهرها جلسات معنوی سکس اوشو، برگزار می شود. با مصرف گَس، کُک و ماری جوانا در این مراسم، پرداختن به رقص و سماع و در نهایت سکس در پی پیشرفت معنوی به انتظار می نشینند.

هر چند بسیاری از افرادی که در این مجالس شرکت می کنند در ابتدا به دنبال هوس بازی بوده و پی عرفان اوشو نرفته، ولی با تکرار و شرکت مکرر، نوعی اعتیاد پیدا می شود و ناخودآگاه پیرو این مسلک می شوند.
افکار اوشو در مشرق زمین به ویژه در ایران اثر گذار بوده و در زمینه اینترنت حدود 20000 سایت فعال دارند و از این طریق جذب نیرو می کنند. با سازمان دهی و برگزاری پارتی ها، جوانان را به خویش جلب می کنند.

در یکی از جلسات معنوی اوشو در پایتخت، چهل پسر و چهل دختر شرکت داشتند، مراسم معنویشان به آنجا ختم شد، که دخترها لباس زیر پسرها پوشیده و پسرها لباس زیر دخترها و به اعمال معنوی می پرداختند.
البته اینطور نیست که همه ی اعضا با نیت شهوت رانی به این مجالس کشیده می شوند.
تعدادی واقعا به خاطر حس عرفانی و دست یابی به حقیقت فریب خورده؛ و در این جلسات شرکت می کنند.

فعالیت گروهی که افکار اشو را در ایران ترویج می دهند، همانند مکتب اکنکار زیر زمینی و غیر رسمی بوده و تقریبا همگی از طرف عوامل خارجی پشتیبانی می شوند.
معمولا سرمداران با شناخت کامل و آگاهی از پوشالی بودن عرفان اوشو در پی نیل به مقاصد گوناگون از جمله اقتصادی و ارضاء شهوت، این عرفان را تبلیغ و ترویج می کنند.
و چه زیباست گفتار خداوند تبارك وتعالی:انّا نحن نحی الموتی و نکتب ما قدموا و آثارهم و کل شی احصیناه فی امام مبین: ما مردگان را زنده می گردانیم و کردار گذشته و آثار آنها را ثبت می کنیم و همه چیز را در لوح محفوظ خدا آشکارا به شماره آورده ایم.

گفتار ششم:راه کارها و روش مقابله:
1ـ درک محیط و انتخاب بهترین سلاح:
برای مقابله با تهاجم فرهنگی باید خیلی دقت شود، عجولانه وارد کارزار نشد. هر جدالی و لو به حق، ابزار مخصوص به خود را می خواهد.
به نظر می رسد پنجاه در صد راه مقابله، شناخت محیط است.

شناخت صحیح دشمن  و تاکتیکی که برای بازی انتخاب کرده، از مهمترین مراحل مقابله است. خیلی باید دقت شود دشمن کجا را نشانه رفته، که از همان منطقه سعی در متقاعد ساختن مخاطب دارد.
متأسفانه یکی از مشکلات مقابله با معنویات کاذب، نشناختن فضا و به همان تبع استفاده از ابزار نامناسب است، که باعث می شود هم دشمن جسورتر شده و هم به نوعی مظلومیت نزد فریب خوردگان خویش، پیدا کند.
یادآوری این شگرد رسول الله بسیار به جاست؛ در جنگ بدر زمانی که دو لشکر اسلام و کفر روبروی هم قرار گرفتند، عده ای تازه مسلمان برای تضعیف روحیه دشمن و فزونی روحیه مسلمانان شروع کردند دشنام دادن به خدایان و بتهای کفار.

این عمل با واکنش سریع پیامبر اکرم (ص) مواجه گشت، فرمودند آنها را جسور می کنید تا در عوض دشنام شما به مشتی سنگ و چوب به خدای واقعی که برتر از بتها است دشنام دهند.
کفار طبق روال همیشگی شروع کردند به رجز خوانی و این گونه سرودند: اُعلُ هُبَل اُعلُ هُبَل (بزرگ است بت هبل) پیامبر که اسوة الحسنه است، تاکتیک جنگ روانی را شناخت  و با اشراف بر محیط (کفّار معتصب و مسلمانان تازه وارد) به یاران خویش فرمود جواب دهید: الله اعلی و اجل (خدای نادیده بزرگ و اجل از آفریده هاست)
آنها پاسخ دادند: اِنَّ لنَّا عزی و لا عزی لَکُم (بدرستیکه بت عزّی نزد ماست و شما مسلمانان از داشتن بت عزّی محرومید)
پیامبر فرمود پاسخ دهید: الله مَوُلانا و لا مَولا لکم (خداوند بزرگ سرپرست و یاور ماست و شما از داشتن چنین پروردگاری محرومید.)

در نتیجه هم روحیه ی کفار ضعیف شد، و هم با پاسخ گویی صحیح، مسلمانان چنان روحیه ای یافتند که منجر شد به پیروزی.
پس مهمترین راه مقابله، درک فضا و انتخاب بهترین سلاح است.

2ـ مخاطب شناسی:
یکی از موانع مقابله، خود منتقدین محترم هستند. بعضی از نقدها از خود مطالب نقد شده، بسیار مبهم و پیچیده تر است.
مثلا نقدهای بسیاری در مورد مکاتب (اکنکار، اوشو، شیطان پرستی) خوانده ام این مکاتب آنچنان راحت و بی آلایش، به دور از آن همه پراکنده گویی یا به کار بردن کلمات غامض و پیچیده جوانان ر اتحت تأثیر خویش قرار داده، گویی هزار سال است با روح و روان جوان آشناست.

در مقابل وقتی نقدی بر این مکاتب نوشته می شود معلوم نیست مخاطب منتقد کیست؟ انگار منتقد می خواهد علم  و آگاهی از کلمات قلنبه و سلمبه را به رخ سردمداران این گروه یا جوانان بیچاره کشد.
مهمترین مشکل به نظر نگارنده، عدم شناخت مخاطب از دید منتقد یا تلفیق همزمان چند مخاطب است.
در ابتدای نقد باید عنوان شود روی صحبت با کیست؟ پر واضح است که باید مخاطب اول این گونه نقدها قشر تأثیر پذیر، یعنی جوانان کشور با سطح علمی متوسط باشد ولی در اکثر مقاله های درباره ی مکتبی خاص نظری نوشته برای استادی دیگر، که خود سالیان درازی در این زمینه کار کرده و این انتقاد صرفا رد و بدل اطلاعات می باشد.
به جاست شناخت مخاطب مقدم بر پاسخگویی گردد.

3ـ عوامل روانی اثر گذار:

ما هیچ راهی نداریم جز آنکه عرفان اسلامی را به جوانان خویش پیشنهاد کنیم و دست از این راز گونه بودنش بکشیم.
پنجاه در صد راه مقابله شناخت عرفان کاذب است، پنجاه در صد دیگر، پیشنهاد عرفان جایگزین است. نمی شود به جوان گفت این بد است، آن بد است، باید راهی پیشنهاد داد تا روح تشنه ی جستجو کنندگان سیراب گردد.

البته نباید از عوامل روانی این حرکت غافل ماند:
الف) حرف و عمل عاملان و توصیه کنندگان یکی باشد تا تأثیر خود را بگذارد.
ب) توصیه به تفکر در فضای حاضر کشور از مهمترین عوامل اثر گذار است. تعصب غلط مبارزه با تفکر در قالب فلسفه و تفکر فلسفی برداشته شود.
پ)عرفان و حرف های عرفانی به میتینگ های سیاسی وارد نشود و به عنوان تقدس و روحیه ی عرفانی، به عنوان ابزاری در خدمت سیاست قرار گرفته نشود. (استفاده ابزاری اشخاص از عرفان، برای پیشبرد سیاست خویش، هم سیاست را خراب می کند و هم عرفان را)
ج) احساسی نشدن و قوانین بازی را رعایت کردن، هر جا بوی توهین به مرام های مختلف در حین انتقاد شنیده شود ناخودآگاه مخاطب در پی واکنش و دفاع از عرفان مورد نظر بر می آید.
د) اثبات حق، نه اثبات خود: از مهمترین عواملی است که در نقد مکاتب معنوی، باید رعایت شود.
گاهی اوقات افراد، در پی انتقاد، هدفی دیگر را دنبال می کنند و آن اثبات خود است نه حق، که نا خود آگاه مخاطب متوجه شده و در پی جبهه گرفتن ولو در مقابل کلام حق بر می آ