اخیراً كارتونی به نام «كله كدو» با دوبله فارسی در فروشگاه‌های كشور در اختیار عموم مردم قرار گرفته است. كارتونی كه محصول سال 2010 كشور امریكاست كه محصولی از محصولات كمپانی Dream Works به حساب می‌آید. فیلمی كه شاید بتوان آن را صریح‌ترین فیلم‌های هالیوود درباره آخرالزمان لااقل در حوزه انیمیشن دانست. پرده‌ای دیگر كه بیش از پیش قصد و منظور صاحبان هالیوود را در به كارگیری سینما به عنوان یك ابزار استراتژیك نمایان می‌كند.

صحنه ابتدایی فیلم كه در آن قرار است مگامایند (شخصیت اصلی فیلم) از سیاره ای دور دست و در حال فروپاشی توسط پدر و مادرش به بیرون از سیاره پرتاب شود با جمله‌ای شروع می شود كه درك معنی آن در همان ابتدا دشوار است. پدر و مادر مگامایند به او می گویند «تو مقدر شده‌ای»؛ معنی این جمله چه می تواند باشد؟ مقدر برای چه؟ آیا تقدیر چیزی جز پیش بینی آینده فرد مقدر را معنی می دهد؟ كسی كه آینده او پیش از این برایش تعیین شده است. اگر نگاهی كلی به داستان فیلم و نهایت كار آن بیندازیم می فهمیم كه مگامایند (كه اثبات خواهیم كرد كه نماد شیطان در فیلم است) در حقیقت برای سروری و ریاست واقعی بر متروسیتی (كه نمادی از كل جهان به رهبری امریكاست) مقدر شده است. سرنوشتی كه در آن مگامایند بر تمام ابناء بشر برتری می یابد و با استفاده از هوش و ذكاوتش بر آن‌ها پیروز می شود. و آیا این چیزی به جز دلیل رانده شدن شیطان از درگاه الهی در قصص قرآن و انجیل است؟!

از سوی دیگر فرود مترومن (Metro Man) به صورت كاملاً همزمان با مگامایند آن هم در حالی كه هر دو بدون هیچ دلیل مشخصی دقیقاً در زمین فرود می‌آیند شایسته توجه است. به وضوح این بخش از فیلم نیز نماد فرود انسان و شیطان به صورت همزمان به زمین است. باز در همین ابتدا مگامایند صراحتاً اشاره به شروع رقابت او و مترومن از زمان ورودشان به زمین می كند. گویی دوگانه‌ای هستند كه معنی و مفهوم این هبوط در رقابت بین آن‌ها معنی می شود، رقابت بر سر آقائی و سروری بر جهان كه در ادامه فیلم شاهد آن هستیم.

در این فیلم تنها موجودی كه نژادش با بقیه متفاوت نشان داده شده است مگامایند است. در حالی كه مترومن مثل بقیه انسان‌ها سفید پوست است و ظاهری عادی دارد مگامایند با پوستی آبی و كله‌ای بزرگ كه نشان دهنده نژاد متفاوت اوست در فیلم ظاهر می شود و این خود تأیید دیگری بر ادعای نماد شیطان بودن مگامایند در فیلم است. همچنین بدون هیچ توضیحی مترومن در این فیلم دارای قدرت‌های خارق العاده ای است كه باعث می شود تمام مردم او را به عنوان منجی خود بشناسند. او می تواند مثل مسیح روی آب راه برود و مردم حاضر هستند حتی پای او را هم ببوسند. با جرأت می توان گفت در جامعه‌ی بدون تقدسی مثل امریكا ایجاد چنین تصویری از یك فرد حتی در فیلم‌های آخرالزمانی هالیوود بسیار بسیار بی سابقه و شگفت‌آور است. از سوی دیگر مگامایند دارای قدرت خاصی به جز ذهن قوی و باهوشش نیست. ذهنی كه در نهایت راهگشای او در غلبه بر قدرت ماورائی مترومن می شود. این اصالت دادن به هوش و برجسته كردن آن در مقابل معجزات و قدرت ماورائی مترومن خود گواه دیگری بر تأكید فیلم بر نسبت تعریف شده شیطان (دجال) و منجی آخرالزمان در كتب مقدس است.

مگامایند در همان صحنه‌های ابتدایی فیلم تأكید می كند كه او یاد گرفته است كه در بد بودن بهترین باشد! همچنین در صحنه دیگری كه مگامایند با هال(یكی از شخصیت های درجه دو فیلم) درگیر می شود به او اشاره عجیبی می كند. او به هال می گوید فرق من با تو در Presentation (نحوه ارائه) است. هیچ دلیل منطقی برای بیان این معنی از زبان مگامایند در فیلم نمی توان یافت جز این كه او درست رویه ابلیس را در ارائه اغوا كردن ابناء بشر با استفاده از ظاهرسازی پیش گرفته است. علاوه بر این تغییر شكل شیطان به هر شكل و صورتی كه دلخواه اوست در طول فیلم شایسته توجه است، چیزی كه یقیناً از عهده یك انسان بر نمی آید. در حقیقت او به هزار شكل در می آید تا خود را در دل انسان جا كند.

در طول فیلم مگامایند از لباس‌های جادوگری استفاده می كند و شاید یكی از جالب ترین مسائل درباره این فیلم شعاری باشد كه بر روی كاور آن نوشته شده است كه همان پیام و محور اصلی فیلم است: ? What if the bad guy won یعنی چه اتفاقی می افتد اگر پسر بد برنده بشود؟ در تمام طول فیلم قصد و مقصود نهایی این است كه نشان داده شود سلطه شیطان بر زمین چیز واقعاً بدی نیست. آن كسی را كه فكر می كنیم شیطان است در حقیقت می تواند آقا و سرور جهان باشد و انسان‌ها در نهایت این را خواهند فهمید و او را در جایگاه واقعیش قرار خواهند داد! همان طور كه مشاهده می كنید صراحت و وضوح در بیان این مسائل در این فیلم در حد باورنكردنی و بی سابقه ای بالاست كه شاید نتیجه احساس نزدیك شدن هرچه بیشتر جهان از نظر سازندگان به زمان ظهور منجی آخرالزمان است. همچنین فیلم با توجه به وضعیت مترومن به مخاطب این مطلب را القا می كند كه خوب بودن كسل كننده و شاید به تعبیری بردگی خداست در حالی كه بد بودن هیجان انگیز و به خاطر آزادگی فرد است!

همچنین موسیقی این فیلم نیز دارای ویژگی های جالبی است. استفاده از موسیقی‌هایی مثل «بزرگراهی به سوی جهنم» و «بازگشت به سیاهی» و موسیقی‌هایی كه از سوی افرادی همچون مایكل جكسون اجرا شده‌اند اشاره‌ای دیگر بر قصد و منظور سازندگان است. آهنگ‌هایی كه باعث شده است در برخی تحلیل‌ها این فیلم عنوان اولین فیلم انیمیشن سه بعدی را بگیرد كه از آهنگ‌های Heavy-Metal و Hard Rock استفاده كرده است را به خود اختصاص بدهد و حتی بعضی از اظهار نظر كنندگان درباره آن اشاره كنند كه گویی عمدی در بكارگیری موسیقی‌های شیطانی در فیلم وجود دارد.

باید باور كنیم كه فیلمی در سطح مگامایند بدون قصد و منظور ساخته نمی شود و طراحی‌های فراوان و دقیقی برای القاء منظور اصلی فیلم و پیچیدن آن در لایه‌های مختلف اندیشیده می شود كه شاید در نگاه اول بسیار دور از ذهن به نظر بیایند. این فیلم در حقیقت می خواهد القاء كند كه انسان اگرچه عزیز كرده خداوند است ولی این شیطان است كه از او برتر است و انسان نیز باید به جای خدا شیطان را بپرستد و دوست داشته باشد. شواهد فراوان كوچك و بزرگ دیگری در فیلم وجود دارند كه منظور این نوشتار بیان تمام این موارد نیست.

به هر حال موضوعی که بسیار مهم به نظر می رسد این است که ظاهرا شبکه خانگی به عنوان یکی از بستر های عرضه محصولات فرهنگی که اتفاقا بسیار با اقبال خوب مردم روبرو شده است کاملا از حوزه نظارت و بازبینی و ممیزی های خاصی که در وزارت ارشاد وجود دارد مصون مانده است .   

البته جای اعتراض چندانی به مسئولین به خاطر صدور مجوز پخش این فیلم در شبكه خانگی نیست چه این كه مسئولین فرهنگی كشور در حال حاضر اساساً برای مسائل خیلی واضح تر و مهم تر از این موضوع احساس دغدغه نمی كنند! ولی در خصوص رفع این مشکل به نظر میرسد حتی اگر منافع شرکت های توزیع پخش این گونه فیلم ها را حکم می کند حداقل توضیحاتی در غالب یک مصاحبه با اساتید فن سینما در ابتدای این فیلم ها الصاق شود تا با توضیح مناسب علاوه بر حفظ منافع شركت‌های دوبله و پخش و نیز بوجود نیامدن فضای انفعالی محض در برابر تولیدات غربی باعث رشد و آگاهی مردم عزیز كشورمان در رابطه با توطئه‌های خطرناك استكباری است  ./اخلاق نیوز