بررسی موشكافانه روند مناسبات بین المللی، پرده از ماهیت «به ظاهر متفاوت » دولت های غربی برداشته و هم  آنها را در یك «مسیر واحد» قرار می دهد. مسیری كه در آن، سیاست و اقتصاد و اصول ارزش های یك دولت و كشور خاص مطرح نیست و موجودیت نظام های سیاسی، فقط در قالب این «واحد» قابل تعریف است. اگر اروپا و آمریكا اختلافات جزیی با هم دارند، در سیاست شعارهایی چون دموكراسی، آزادی، حقوق بشر؛ و در اقتصاد نئولیبرالیسم، آنها را به هم پیوند زده است. اگرچه این پیوند در خدمت توهین به دموكراسی، سلب آزادی، نقض حقوق بشر و استثمار جهان سوم قرار گرفته، اما دولت های غربی با بهره گیری از بلندگوهای تبلیغاتی خود و سانسور واقعیت ها، در مقابل آگاهی افكار عمومی نیز ایستاده اند. این همسویی و وحدت رویه، حكایت از یك معمار پشت پرده دارد كه با «تعیین مسیر» و «تعریف اصول» می خواهد دنیا را بر محور خواسته هایش بچرخاند

بیلدربرگ» یك سازمان جهانی مرموز است كه محافل مختلف سیاسی به دیده مشكوك به آن نگریسته و بسیاری آن را «دولت پنهان جهان» می دانند.
صهیونیست ها در راستای اهداف خود برای تسخیر جهان و تشكیل یك «دولت واحد» تحت كنترل خود، پس از برنامه ریزی برای در دست گرفتن اهرم های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی جهان، حال به این نتیجه رسیده بودند كه باید این اهرم ها را در یك نقطه جمع كرده و از یك منبع فكری و ایدئولوژیك تغذیه كنند. «بیلدربرگ» این منبع ایدئولوژیك است كه تقریبا هر سال یكبار رهبران سیاسی جهان، رئیسان شركت های بزرگ و محافل مالی عظیم كه بازوهای اقتصادی و بازرگانی دنیا را در انحصار دارند، و نیز صاحب نظران عرصه های سیاسی، اجتماعی و تبلیغاتی را در یك نقطه جمع كرده و پشت درهای بسته دستور كار سال آینده جهان را تعیین می كند.
این نهاد تحت كنترل صهیونیست ها همه ابزارهای لازم را برای تحقق اهداف خود در اختیار دارد. با بهره گیری از رسانه ها و منابع عظیم مالی، قدرت و حكومت در كشورها را به افراد موردنظر خود می سپارد؛ با استفاده از اهرم هایی چون بانك جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی و مانند آنها، قیمت نفت و طلای سال را تعیین می كند. به واسطه بازوهای اجتماعی و حقوقی خود قوانینی را برای كشورها وضع می كند كه جلو هرگونه تحرك علیه اهداف صهیونیسم را بگیرد.
براساس مدارك موجود، پیوند اروپا و آمریكا به وسیله ناتو، ایجاد بازار مشترك اروپا، روی كارآمدن كسانی چون كلینتون، بلر و بسیاری كه هنوز نامشان در خفا مانده، استعفای مارگارت تاچر، وقوع جنگ خلیج فارس، تحول نهضت اروپا، تخریب وجهه ژان ماری لوپن ناسیونالیست در فرانسه، تحریم آرژانتین در جریان جنگ «فالك لند»، تقسیم آلمان به دو قسمت شرقی و غربی، همه و همه در جلسات بیلدربرگ تصمیم گیری شده اند.
بیلدربرگ به دنبال ایجاد یك دولت جهانی است. دولتی كه اقتصاد و سیاست و حتی مذهب آن فقط یك بعد داشته باشد: صهیونیسم.
جلسات بیلدربرگ هر سال در یكی از هتل های پنج ستاره دنیا و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی تشكیل می شود. از آنجایی كه صهیونیسم، رمز موفقیت خود را «پنهان كاری» می داند، هیچ رسانه ای حق ورود به جلسات آن را ندارد. هتل مورد نظر 48ساعت قبل از شروع اجلاس قرق می شود. ماموران سیا و كشور برگزاركننده، در جای جای هتل مستقر می شوند. به آنها دستور داده می شود كه هر جنبنده ای را در محدوده چند كیلومتری هتل تحت كنترل داشته و در صورت نیاز، افراد مشكوك را به قتل برسانند.
كشور برگزاركننده اجلاس، از سوی منابع مالی بیلدربرگ برای رزرو هتل تغذیه می شود. اسامی دعوت شدگان به اجلاس كاملا محرمانه می ماند و كشور میزبان برای دعوت شدگان ویزا هم صادر نمی كند تا نام آنها در جایی ثبت نشود. محتوای اجلاس كاملا محرمانه می ماند و هیچ یك از اعضا حق انتشار مطالب مطروحه در جریان نشست ها را ندارد.
تمامی ورود و خروج ها در جریان این نشست های چهار روزه تحت كنترل است. حتی میوه ها و مواد غذایی كه برای شركت كنندگان تهیه می شود، كاملا بازرسی می شوند. سؤال منتقدان این است كه «اگر هدف از برگزاری این اجلاس توطئه چینی علیه ملت ها و كشورها، استثمار جهان سوم، استحمار افكار عمومی، و پیشبرد اهداف شوم صهیونیسم نیست، چرا این اصل دموكراسی مبنی بر «بحث و تبادل نظر علنی در مورد مسائل» در بیلدربرگ رعایت نمی شود؟»
سال ها بود كه حتی مكان و زمان برگزاری اجلاس بیلدربرگ نیز فاش نمی شد اما خبرنگاران جسوری هستند كه سال ها به تعقیب «بیلدربرگی »ها پرداخته و به اسناد قابل توجهی در این مورد دست یافته اند. (در ادامه این نوشتار از این خبرنگاران و اسنادی كه آنها به دست آورده اند نیز سخن خواهیم گفت).
از آنجایی كه سران رسانه های بزرگ دنیا خود در خدمت بیلدربرگ هستند، این رسانه ها هیچ گاه اقدام به تشریح كاركرد این سازمان مخوف نكرده اند. «گوردن تتر» ستون نویس روزنامه انگلیسی «فایننشال تایمز» در سال 4791 طی مطلبی فقط چند سؤال در مورد جلسات بیلدربرگ مطرح كرد، اما بلافاصله توسط گردانندگان روزنامه مذكور، از كار بركنار شد.

تاریخچه
اولین اجلاس بیلدربرگ از 29 تا 31 مه 1954 در هتل «بیلدربرگ» متعلق به پرنس «برنهارد» ولیعهد هلند برگزار شد. «جوزف ریتنگر» یهودی، مشاور سیاسی پرنس برنهارد كه در سال 1948 «نهضت اروپا» را بنیان گذاری كرد، چند سال بعد از آن نیز، در راستای اهداف صهیونیسم، پیشنهاد تشكیل این گروه را داد. وی پس از جلب موافقت برنهارد، با سفر به اروپا و آمریكا، با نخست وزیران، روسای جمهور، رهبران كارگری، مدیران صنایع و حكام غیركمونیست دیدار، و از آنها برای شركت در یك نشست غیررسمی در هلند دعوت كرد. این نشست كه برای نخستین بار در هتل بیلدربرگ برگزار شد، بعدها به همین نام به فعالیت خود ادامه داد.
رتینگر توانسته بود با این ابتكار خود اروپا و آمریكا را به هم پیوند زند. به طوری كه «جرج مك گی» مقام برجسته وزارت خارجه آمریكا مدعی شد كه «سوءتفاهم های موجود میان اروپا و آمریكا در اولین اجلاس بیلدربرگ از بین رفت.»
موفقیت نخستین نشست باعث شد كه سازمان دهندگان آن در پی طرح ریزی برای برگزاری سالانه اجلاس «بیلدربرگ» باشند. یك كمیته سازماندهی دائمی تشكیل و رتینگر یهودی دبیركل دائمی آن شد. این كمیته علاوه بر سازماندهی جلسات و ارسال دعوتنامه به اشخاص مورد نظر، اسامی شركت كنندگان و اطلاعات دقیق آنها را جمع آوری می كرد. اینگونه بود كه یك شبكه غیررسمی نیز تشكیل شد تا اعضای بیلدربرگ بتوانند به طور محرمانه با یكدیگر در تماس باشند.
حال صهیونیسم توانسته بود پا را از تشكیل «نهضت اروپایی» فراتر گذاشته و آمریكا را نیز برای دستیابی به اهداف خود، در كنار اروپا، به خدمت گیرد. از سال 1954 به بعد، تقریبا هر سال یكبار، صهیونیسم سران قدرت و سرمایه را در یكی از هتل های اشرافی جهان جمع كرده تا به واسطه آنها- كه خود اغلب یهودی هستند- در مورد آینده جهان تصمیم گیری كند.
همان طوری كه پیشتر نیز اشاره رفت، هر تصمیمی كه در اجلاس بیلدربرگ گرفته می شود، به دلیل نفوذ و تأثیرگذاری بالای شركت كنندگان، خود به خود ضمانت اجرایی پیدا می كند. از این رو آنگونه كه خبرگزاری بی بی سی اعتراف كرده است، «بیلدربرگ هدایت گر سیاست های بین المللی از پشت درهای بسته» بوده و تمامی جلسات رسمی و علنی از جمله اجلاس گروه 8 و تصمیماتی كه در آنها «اعلام می شود»، فقط یك «نمایش» است (در سال 2003 مانند سال جاری، اجلاس گروه 8 دقیقا چند روز بعد از نشست بیلدربرگ برگزار شد.).
حال به راحتی می توان به علل اتحاد اروپا و آمریكا علیه روسیه، و نیز تنها مسئله حل نشده ای كه باعث تبدیل اجلاس گروه 8 سال جاری به صحنه مناقشه بوش و پوتین شد، یعنی استقرار سامانه موشكی آمریكا در خاك اروپا، پی برد. روسیه در سازمان بیلدربرگ جایی ندارد و سیاستی كه در قبال اسرائیل اتخاذ كرده، متفاوت با چیزی است كه آمریكا و اتحادیه اروپا در آن اتفاق نظر دارند. صندلی روسیه در اجلاس بیلدربرگ 2007 خالی بود و «مذاكره با مسكو» تنها گزینه باقی مانده برای بحث در اجلاس گروه 8 شد.

شركت كنندگان بیلدربرگ
رتینگر كه بیلدربرگ را بنیان نهاد و تا آخر عمرش (1960) دبیركل آن بود، اساسنامه ای برای بیلدربرگ تهیه كرد. او سیمای شركت كنندگان جلسات بیلدربرگ را اینگونه ترسیم می كند: «شهروند هر كشوری كه به دفاع از اصول اخلاقی و ارزش های فرهنگی غرب اعتقاد داشته و در ترویج آن شخصا سهیم باشد، شایسته دعوت به اجلاس بیلدربرگ است. اما از آنجایی كه موفقیت نشست ها به سطح شركت كنندگان وابسته است، دعوت نامه ها برای افراد مهم و عمدتا سرشناسی ارسال می شود كه از كانال تجارب، اطلاعات ویژه و نفوذشان در دوایر ملی و فوق ملی، می توانند اهداف مورد نظر بیلدربرگ را تحقق بخشند.»
شركت كنندگان عمدتا بانكداران بزرگ، متخصصان جنگی، سران رسانه های تأثیرگذار و پرمخاطب، وزیران كلیدی، سرمایه گذاران بین المللی و رهبران سیاسی اروپا و آمریكای شمالی هستند. براساس اسناد موجود از اعضای فعال بیلدربرگ می توان به سران رسانه هایی چون «لوفیگارو»، «اكونومیست»، «تایمز»، «هرالدتریبیون» و...، افرادی چون دونالد رامسفلد وزیر جنگ سابق آمریكا، «دیوید راكفلر» میلیاردر و غول نفتی جهان، «هنری كیسینجر» از وزیران اسبق خارجه آمریكا، «پل ولفو ویتز» رئیس مستعفی بانك جهانی، دیك چنی معاون بوش، رئیسان شركت های بزرگ بین المللی مانند نوكیا، كوكاكولا، مایكروسافت، پپسی و... اشاره كرد.

خبرنگاران جسور
در 53 سال گذشته هیچ گونه لیستی از اسامی شركت كنندگان و یا محتوای جلسات، از سوی گردانندگان بیلدربرگ منتشر نشده است. اما «جیم تاكر» و «الكس جانز» از جمله خبرنگارانی هستند كه موفق شده اند پس از سال ها تعقیب و گریز از پژوهش، اطلاعات ارزنده ای را در مورد اهالی بیلدربرگ به دست آورند. تاكر بیش از 35 سال از عمر خود را در تعقیب بیلدربرگ بوده است. او یك روزنامه نگار ورزشی در نشریه كم تیراژ Spotlight بود، اما پس از اینكه در دهه 70 به وجود بیلدربرگ پی برد، بازی موش و گربه را با اهالی بیلدربرگ آغاز كرد. تاكر هدف خود را افشای ماهیت شوم بیلدربرگ عنوان كرده و می گوید: «آنها از من متنفرند، چرا كه من اجازه نخواهم داد بیلدربرگ با خیال راحت بر دنیا حكومت كند.»
این خبرنگار جسور اولین كسی بود كه به جستجوی مكان برگزاری اجلاس بیلدربرگ پرداخت. شاید علت اینكه در سال های اخیر «كمیته سازماندهی» بیلدربرگ خود اقدام به اعلام شهر و تاریخ برگزاری اجلاس می كند، افشاگری های مستند تاكر باشد.
او می داند كه اجلاس بیلدربرگ همیشه در ماه مه یا ژوئن و در یكی از هتل های پنج ستاره برگزار می شود. گاه، رسانه های تحت كنترل بیلدربرگ به منظور انحراف افكار عمومی، نام هتل های دیگری را محل برگزاری اجلاس معرفی می كنند. اما تاكر به خوبی می داند كه چگونه از عهده این فریبكاری برآید. او به تمام هتل های پنج ستاره شهر اعلام شده مراجعه كرده و در تاریخ مورد نظر بیلدربرگ، درخواست اتاق می كند. وقتی مطمئن شد كه هتل خاصی در آن تاریخ معین سرویس نمی دهد، مرحله بعدی جستجوی خود را آغاز می كند.
در سال 1999 كه اجلاس بیلدربرگ در پرتغال برگزار می شد، تاكر به آنجا رفت و هتل مورد نظر بیلدربرگ یعنی هتل قیصر شهر «سینترا» را شناسایی كرد. او سپس با دفتر هتل تماس گرفت:
- «ببخشید، من به اجلاس بیلدربرگ دعوت شده ام، اما متأسفانه دعوت نامه ام گم شده است. درست تماس گرفته ام؟ مكان برگزاری نشست همانجاست؟
- بله، اینجا دقیقاً همان مكانی است كه شما باید حضور داشته باشید.»
در پرتغال، مأموران سیا به حضور تاكر پی برده و به تعقیبش پرداختند. او كه در اطراف هتل قیصر مشغول تهیه عكس بود، سریعاً خود را به اتومبیلش رساند و با «رانسون» همراه انگلیسی خود اقدام به فرار كرد. در حالی كه اتومبیل سیا به دنبال تاكر افتاده بود، «رانسون» با سفارت بریتانیا در پرتغال تماس گرفت و درخواست كمك كرد. اما پاسخ سفارت به او این بود: «بیلدربرگ بسیار بزرگتر از قد و اندازه ماست، ما خیلی كوچك هستیم، فقط یك سفارتخانه كوچك. تنها كمكی كه می توانیم به شما بكنیم این است كه بگوئیم، سریعاً به محل اقامت خود برگشته و از آنجا تكان نخورید.» تاكر و همراهش به سختی توانستند از دست سیا جان سالم به در برند.
شیوه تاكر این است كه در اطراف هتل استتار می كند و با دوربین خود از خودروهایی كه وارد محل می شوند، عكس می گیرد. او تمامی افراد را شناسایی می كند. این خبرنگار جسور همه این افراد را در حال ورود به هتل اجلاس بیلدربرگ دیده است: «دیوید راكفلر» رئیس بانك منهتن، «آمبرتو آگنلی» رئیس كارخانه فیات، «ورنون جردن» دوست صمیمی بیل كلینتون، «هنری كسینجر» كه هم اكنون از سران بیلدربرگ به شمار می رود، «ریچارد هولبروك» نماینده سابق آمریكا در سازمان ملل، «روبرت زولیك» معاون وزیر خارجه آمریكا و نامزد احراز پست ریاست بانك جهانی، «كانراد بلك» مدیرمسئول روزنامه «دیلی تلگراف» و صاحب بیش از 480 نشریه در سر تا سر جهان، و بسیاری دیگر از اشخاص قدرتمند و صاحب نفوذ در عرصه های مختلف.
تاكر هم اكنون به عنوان «پیشگام جبهه ضد بیلدربرگی» از تمامی ابعاد پیدا و پنهان این سازمان مرموز آگاه است. او می گوید كه بیلدربرگی ها از سال 1954 بر دنیا حكومت می كنند. به عقیده وی، بیلدربرگی ها تصمیم می گیرند كه جنگ ها چه زمانی آغاز شوند، چقدر طول بكشند، و كی پایان یابند.
پیام تاكر به جهانیان این است: «من از مردم می خواهم بفهمند كه این اجلاس، یك نشست عادی محرمانه نیست كه در آن نخبگان گردهم آیند و در مورد مسائل مختلف به تبادل نظر بپردازند. بیلدربرگی ها تقریباً تمامی امور جهان را در دست دارند... و اگر این حرف مرا باور كنید، لطف بزرگی در حق «خود» كرده اید.»
در كنار تاكر، می توان نام «الكس جانز»، از گردانندگان سایت prisonplanet را نیز به عنوان یكی از افشاگران ماهیت بیلدربرگ ذكر كرد. او موفق شد سال گذشته در سفری كه به «اوتاوا» در كانادا داشت، به لیست كامل اشخاص دعوت شده به اجلاس كانادا (11-8 ژوئن 2006) دست پیدا كند.

در میان این همه اما واقعیتی که نمی توان چشم بر آن بست این است که اکنون تمام موجودیت غرب، و به خصوص سیاست واقتصاد آن، در یک دوره بحرانی وارد شده است. دوره ای که در آن روند امور از دست صحنه گردانان پنهان خارج شده و عقربه ساعت در جهت عکس منافع آنها در حال گردش است. بیلدربرگی ها اگرچه توانسته اند در جاهایی اعمال قدرت کنند وامور را بر وفق مراد خویش رقم زنند، اما هنوز پس از گذشت بیش از نیم قرن نتوانسته اند به هدف اصلی خود، یعنی تشکیل دولت واحد جهانی، دست یابند؛ و به گواه شبح سیاه گردبادهایی که در افق دیده می شود، در آینده نیز اگر بناست بیلدربرگی وجود داشته باشد، باید به نوعی از اعمال نفوذ حداقلی اکتفا کند.
«مارگارت تاچر» نخست وزیر سابق انگلیس که در دهه 1980 از سوی بیلدربرگ روی کار آورده شده و سپس به دلیل حمایت از تمامیت ارضی کشورش و اتخاذ مواضع ناسیونالیستی کنار گذارده شد، زمانی ضمن افتخار به اینکه سازمانی قدرتمند چون بیلدربرگ او را از اریکه قدرت به زیر کشیده، پیش بینی کرده بود که سال 2002 میلادی پایان بیلدربرگ و رویای تشکیل یک دولت واحد جهانی است. تاچر هم اکنون به بیماری آلزایمر گرفتار شده و توان یادآوری خاطراتش را ندارد، اما گویا پیش بینی او به حقیقت پیوسته است.
بررسی دقیق تحولات بین المللی پرده از این واقعیت به کنار می نهد که ناسیونالیسم، بزرگترین و جدی ترین دشمن بیلدربرگ، در فرآیندی رو به رشد قرار گرفته و به هر سو که می نگریم، از آمریکای لاتین گرفته تا آسیا، ملت ها حاضر به فدا کردن گرایشات ملی خود در برابر تمایلات فراملی نیستند.
لازمه حکومت یک دولت واحد بر جهان، هماهنگی بازوهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک همه کشورها در راستای این هدف است. اما همان اتحادیه اروپایی که براساس اسناد منتشر شده ازسوی شبکه پرآوازه خبری بی بی سی، نطفه آن در بیلدربرگ بسته شد، به عنوان سمبلی از ادغام چندین کشور در یک سیستم واحد، به هیچ وجه نتوانسته به اهداف اولیه خود که واحد سازی مواضع کشورهای عضو در قبال مسائل مختلف است، دست یابد. از دو دستگی بر سر جنگ ادعایی آمریکا با تروریسم گرفته تا نحوه برخورد با پرونده هسته ای ایران، شکاف میان کشورهای اروپایی، عمیق تر از آن است که بتوان نادیده اش گرفت. در بحبوحه تنش های هسته ای و تهدیدات و تحریم ها علیه ایران به ناگاه خبرگزاری ها اعلام می کنند که تنها در سال 2008 مبادلات تجاری ایران و آلمان 5/10 درصد رشد داشته است!
سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به اذعان روزنامه انگلیسی گاردین توسط بیلدربرگ پایه گذاری شد تا پروژه ادغام نظامی- امنیتی کشورهای دو سوی آتلانتیک را عملی کند، گرچه تا چند سال گذشته توانسته یارگیری کرده و به تعداد اعضای خود بیفزاید، اما هم اکنون به شدت از اختلافات درونی رنج می برد. اعضای اروپایی ناتو با تمام قوا و در اعتراض به سلطه آمریکا بر این سازمان، در حال نهایی کردن پیمان مستقل دفاعی و امنیتی اروپا به نام ESDP هستند تا راه خود را از واشنگتن جدا کرده و پروژه واحد سازی نیروهای نظامی و به خدمت گرفتن آنها توسط دولت نامرئی جهان را به محاق ببرند.
براساس اطلاعاتی که تاکر از نشست سال 86 بیلدربرگ به دست آورده بود و بعدها توسط منابع خبری تایید شد، بیلدربرگ ها قصد داشتند طرح ادغام اقتصادی اروپا و آمریکای شمالی را نیز عملی کرده و با تعریف واحد پولی به نام آمرو (AMERO) که ترکیبی از معادل انگلیسی دو واژه آمریکا و اروپاست، قدم دیگری در راستای تشکیل دولت واحد جهانی بردارند، اما با شدت گرفتن اختلافات آمریکا-اروپا این طرح نیز روی کاغذ جا ماند.
بیلدربرگ با تاسی به پروتکل های یهود، اساس خود را پنهان کاری قرار داده بود، اما در این سیاست هم توفیقی نیافت. مگر می شود در روزگاری که بشر خلوت خود را به ناگاه در برابر چشم جهانیان می بیند، بتوان پشت درهای بسته بر دنیا حکومت کرد؟!
طرح تشکیل دولت واحد جهانی به رهبری صهیونیسم هم اکنون گرفتار بحران و در پایان راه خود است. می خواستند، اما نتوانستند و اراده ای فوق  اراده آنها چیده هایشان را به هم پیچید. بیداری ملت ها خواب غرب را پریشان کرد و اینک دین مایه اضطراب آنهاست.